![]() |
اس ام اس |
نویسندگان وبلاگ
ازیتا همتی
موضوعات
جک افغانی
جک لری
جک احمدی نژاد
اس ام اس عاشقانه
جک ترکی
جوک
اس ام اس خفن
جک رشتی
جک قزوینی
اس ام اس فلسفی
اس ام اس سرکاری
اس ام اس تصویری
جک خنده دار
طنز
جکستان
جوک اخوندی
جک
جک ابادانی
جک اصفهانی
اس ام اس توپ
اس ام اس جدید
جک روز
اس ام اس زشت
اس ام اس عارفانه
پیامک
اس ام اس تبریک
پيوندها
جک
موبایل
اشپز
عکس بازیگر
عکس
تم
بانوی زیبا
آموزش رنگ کردن مو
بیوگرافی بازیگران
اس ام اس عاشقانه
عکسهای سویا همسر جومونگ
انجمن نوشین
داغ ترین
س ام اس جدید , اس ام اس روز
بهترین سایتهای اینترنت
تازه ترین مطالب وب
تازه ها
جالبترین سایتهای اینترنت
جدیدهای وب
جستجو گران وب
مهدی و اینترنت
پيوند هاي روزانه
خروجي ها
RSS 2.0
تشكرها
Designed by: Pesrainweblog.ir
Translate By: Marei
Powerd By: JavanBlog.Com
حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!
.......................................................................................................
شعبده بازی روی صحنه هنر نمایی می کرد که ناگهان گفت: حالا یک خانم بیاید روی صحنه تا من کاری کنم که غیب شود!
مردی از میان جمعیت برخاست و گفت: آقای شعبده باز! چند لحظه صبر کن تا من بروم مادر زنم را بیاورم!
.......................................................................................................
به حیف نون گفتن واسه زلزله بم چه كمكى كردى؟ گفت: متاسفانه من دستم خالی بود، ایشالا زلزله بعدی!
.......................................................................................................
اگه گفتيد چه جوري ميشه اصفهاني رو زجر داد: ببنديش به تير برق وبهش بگيه کوچه اونطرفي شام ميدند
.......................................................................................................
دانشگاه صنعتي اصفهان که بودم ميديدم بچه هاي اصفهاني روزهايي که کلاس هم ندارند باز هم از ساعت 7 صبح تو دانشگاه هستند تا 7شب و با خودم ميگفتم دانشجو يعني اينها ولي بعد فهميدم ژتون صبحانه و نهار و شام عامل اين اعتکاف در دانشگاه بوده
.......................................................................................................
اصفهانيه کارت اينترنتش تموم ميشه ميندازتش تو آب جوش
.......................................................................................................
اصفهاني تف ميکنه اب بدنش کم ميشه
.......................................................................................................
يه روز يه اصفهانيه توي يکي از پادگانهاي تهران خدمت مي کرده . بچه تهروني ها براي اينکه اونو اذيت بکنند توي غذايش توف مي کردند و اون هيچ چي نمي گفت بعد از چند روز تهروني ها قرار ميگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانيه ميگه از کي ميخواهيد با من دوست بشويد ميگند از فردا اصفهانيه هم ميگه من هم از فردا نميشاشم توي سماور
.......................................................................................................
يه روز يه اصفاهاني بليت هواپيما ميگيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس ميشه، با دوچرخه ميره مسافرت
.......................................................................................................
